برچسب:
نویسنده: طاها کاشفی
برچسب:
نویسنده: طاها کاشفی
برچسب:
نویسنده: طاها کاشفی
برچسب:
نویسنده: طاها کاشفی
برچسب:
نویسنده: طاها کاشفی
تو خود حجاب خودی...، از میان برخیز!
برچسب:
نویسنده: طاها کاشفی
نمیتوانست احساسش را بیان کند.
دردی بود بالاتر از حد معلوماتش.
«سفر به انتهای شب، لویی فردینان سلین»
برچسب:
نویسنده: طاها کاشفی
من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو
پیش من جز سخن شمع و شکر هیچ مگو
سخن رنج مگو، جز سخن گنج مگو
ور از این بی خبری رنج مبر هیچ مگو!
«مولوی»
برچسب:
نویسنده: طاها کاشفی
برچسب:
نویسنده: طاها کاشفی
برچسب:
نویسنده: طاها کاشفی
و فکر میکنم
که این ترنم موزون حزن تا به ابد
شنیده خواهد شد.
"سهراب سپهری"
برچسب:
نویسنده: طاها کاشفی
برچسب:
نویسنده: طاها کاشفی
برچسب:
نویسنده: طاها کاشفی
برچسب:
نویسنده: طاها کاشفی
در سمت زمان، ارزش جان هیچ نبود
یک سمت به جز غصهی نان هیچ نبود
یک گوشهی امن در جهانی وحشی
آغوش تو بود و بعد از آن هیچ نبود
برچسب:
نویسنده: طاها کاشفی